با صدای بلند بپرسیم مریم کجاست؟ نامِ مریم در لیستِ بازداشت شدگان نیست
مریم برای من یک نام است در صفحه های مجازی. «مریم شفیع پور». نه او را دیده ام و نه صدایش را شنیده ام. او تا مدت ها هیچ عکسی از خود در صفحه فیسبوکش منتشر نمی کرد اما همان صفحه مجازی اش پر بود از عکس و نام زندانیان سیاسی. مریم احساس مسولیت می کرد بی آنکه مسولیتی در یک پست و مقام و رسانه ای داشته باشد. مریم یک شهروند به معنای همدم و همراه برای شهروندانِ در فشار بود. کمتر می دیدم کسی زندانی شود و مریم از او در صفحه اش هیچ نگوید. در زمانه ای که هر یک از ما مشغولِ دل مشغولی های خویش ایم ، مریم دغدغه اش خانواده های زندانیان سیاسی گمنام و کمتر شناخته شده هم بود. اینها جرم کمی در کشور ما ایران نیست. آنها انسان را متعهد و مسول نمی خواهند، در چنین حاکمیتی بی تفاوت بودنِ مردم رمزِ آزادی و امن بودن است.
اما مریم بی تفاوت نبود. و همین جرم اش شد تا پنجم مرداد بازداشت شود. مریم خانواده ای غیر سیاسی دارد که نهادهای امنیتی به شدت آنها را ترسانده اند و گفته اند با هیچ رسانه ای مصاحبه نکنید. اما با خبر شدم که خانواده اش به اوین رفته اند ولی نام مریم در لیست بازداشت شدگانِ اوین نیست. به دادگاه انقلاب و دادسرا اوین که بروند و نام فرزندشان مریم شفیع پور در لیست بازداشتی ها نباشد این چه معنی می دهد؟ مریم کجاست؟ خبر می رسد که او را تحتِ فشار قرار داده اند تا از او در مکانی نامعلوم اعتراف بگیرند. ماموران بار دیگر به خانه اش هم حمله کرده اند و حال مادرش نیز نامساعد و بیمار است.
نکته این است که او روزنامه نگار یا وکیل نیست تا هم صنفی های او جمع شوند و برای دفاع از آزادی اش به آقای روحانی یا رییس قوه قضاییه نامه بنویسند. او یک دانشجوی ستاره دار است که احساس مسولیت می کرد همین. حالا بیاید همه با هم عضوی از خانواده مریم شویم و همان کاری را بکنیم که او در مورد زندانی های بی صدا در صفحه های فیسبوک اش و در همان رسانه محدودش انجام می داد. بیاید همه با هم بپرسیم مریم کجاست؟ چرا هیچ خبری از او نیست؟ چرا بر عکس بازداشتی های دیگر اجازه نمی دهند مریم با خانواده اش تماس تلفنی برقرار کند. منتظر نمانیم که مریم در قاب تلویزیون ظاهر شود و سپس همراهش شویم... داستانِ مریم را هر یک از ما برای یک نفر بازگو کند تا سناریو سازان دست شان از اتهام زدن خالی بماند....مریم را نباید تنها گذاشت.اما مریم بی تفاوت نبود. و همین جرم اش شد تا پنجم مرداد بازداشت شود. مریم خانواده ای غیر سیاسی دارد که نهادهای امنیتی به شدت آنها را ترسانده اند و گفته اند با هیچ رسانه ای مصاحبه نکنید. اما با خبر شدم که خانواده اش به اوین رفته اند ولی نام مریم در لیست بازداشت شدگانِ اوین نیست. به دادگاه انقلاب و دادسرا اوین که بروند و نام فرزندشان مریم شفیع پور در لیست بازداشتی ها نباشد این چه معنی می دهد؟ مریم کجاست؟ خبر می رسد که او را تحتِ فشار قرار داده اند تا از او در مکانی نامعلوم اعتراف بگیرند. ماموران بار دیگر به خانه اش هم حمله کرده اند و حال مادرش نیز نامساعد و بیمار است.
نکته این است که او روزنامه نگار یا وکیل نیست تا هم صنفی های او جمع شوند و برای دفاع از آزادی اش به آقای روحانی یا رییس قوه قضاییه نامه بنویسند. او یک دانشجوی ستاره دار است که احساس مسولیت می کرد همین. حالا بیاید همه با هم عضوی از خانواده مریم شویم و همان کاری را بکنیم که او در مورد زندانی های بی صدا در صفحه های فیسبوک اش و در همان رسانه محدودش انجام می داد. بیاید همه با هم بپرسیم مریم کجاست؟ چرا هیچ خبری از او نیست؟ چرا بر عکس بازداشتی های دیگر اجازه نمی دهند مریم با خانواده اش تماس تلفنی برقرار کند. منتظر نمانیم که مریم در قاب تلویزیون ظاهر شود و سپس همراهش شویم... داستانِ مریم را هر یک از ما برای یک نفر بازگو کند تا سناریو سازان دست شان از اتهام زدن خالی بماند....مریم را نباید تنها گذاشت.
3 سال که از کشورم از جایی که متولد شدم دورم......من نظر شخصیمو میگم.هرکسی نظر خودشو داره....با اینکه 3 سال ایرانو ندیدم....یا شهری که داخلش به دنیا اومدم....با اینکه کلی خاطره دارم هیچوقت احساس دلتنگیشو نکردم....دلم فقط هر روز و هر شب هوای پدر و مادر وخواهر عزیزم رو داره.......زمانیییی دلتنگ ایران وطنم میشم که آیران یه کشور آزاد باشه..هموطنام بتونن آرامش خاص خودشونو داشته باشن..و یک زن بتونه تو ایرانش آزادگیه بیان داشته باشه.و بتونه بدون اینکه تحقیر بشه رندگی کنه او نوقته که مهسا دلتنگ ایران میشه.....الان هیچ حسیییی به یران با این شرایطش ندارم.به امید آزادی ایرانمان..فریاد میزنیم...آزادیییییییییییییییییییییی
مهسا.....2013..3..30
استقلال آزادی بازگشت پادشاهی